عشـــــــــــــــــــــــــــق تنـــــــــــــــــــــــــدیس free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین

یادته مریض شدی تو حالت بدتر میشد هر شب
یادمه داشتی می سوختی عزیزم تو آتیش تب
کار من گریه و گریه کار تو سوختن و ساختن
یه سره دعا می کردم واسه هستیم رو نباختن
اولش طاقت آوردی ولی حیف صبر و قراری
چی بگم که زود تموم شد گل یاس عمر بهاره
حالا هر روز سر خاکت نمیشه که اشک نریزم
کاشکی که خدا می اورد منو کنار تو عزیزم
تور سفید روی سرت، پیرهن مشکی منه
الهي خوشبخت بشي ولي ،عشقت هميشه پيشمه
گفتی که مال هم بشیم ، دنيا رو مي سازيم با هم
سفره عقدت پيش روت ، مرد غريبه جای من
ستاره هاي آسمون تاج سرت عروس خانم
براي بار سومه بگو بله ، ديگه تموم
ببين كه امشب منو تو ، مثل قديما گريونيم
تو اشك شوق ميريزيو ، منم واسه پريشوني
يه تكه ماه شدي ولي ، ماهي براي ديگرون
به ياد من نيوفتي كه ، گذشته آب از سرمون
ستاره هاي آسمون تاج سرت عروس خانم
براي بار سومه بگو بله ، ديگه تموم

راحت ميشه فهميد ، كه بر نميگردي
داري دروغ ميگي ، مي خواي بري تنها
اين قصه رو داره ، رد پاهات میگه
بدون من داری دوری میشه از خونه
این بی محلی هات ، منو ميسوزونه
توموم عكسا رو ، نگفتي آوردي ، دل منو خيلي اين جوري سوزوندي... ( به ياد تنها بهار زندگيم )
آزاد آزادم ببین
چون عشق درگیر من است
دیگر گذشت آن دوره که
تقدیر زنجیر من است
شاید نمیدانی ولی...
از خود خلاصم کرده ای
آیینه خالی فقط امروز تصویر من است
هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود
چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

این اولین و آخرین صحبت من با طرفدارهای وبم است
امسال با تمام خوبی ها و بدی هاش داره میگذره و تنها تر از همیشه به جا ماندم
همه چی با اومدن بهار تازه می شه مث غم من
بهار یاد آور تنها زمان شاد و زیبا و دلنواز من...
خیلی ها اومدن رفتن نوشتن و خوندن
اما فقط چند نفر آرومم کردن
اونایی که هرجا باشم رابطم و باهاشون حفظ میکنم
امسال میخوام تنهایی بدون من تنها تر از همیشه بمونه
دیگه شعرامو واسه تنهایی نمی خونم
واسه اون عشقی شعر میگم که واسه همیشه تو دلم مرد وخانه ی دلم رو تاریک کرد.

آنگاه که مرا در خانه ی ابدیّت خویش بر بستر خاک و سر بر زانوی تنهایی که از خاک به عمل آمد ،
می گذارید و در خانه ام را می بندید، تنهایم بگذارید و برایم دعا کنید که خالق مهربان پذیرای این تن
ستم کننده ی به خویش باشد .
وقتی که رفتید فراموش کنید و بر جوان مرگی مرده ام آه مکشید بلکه برایم کف بزنید ، و تشویقم کنید
چون شادی شما را بیشتر از گریه هایتان دوست دارم .
چون ان روز که می بایست ضجّه بزنید و در غم انتظار یار من برای یارم ّ همدردی کنید و هم ناله شوید
مرا با بی رحمانه ترین حرف ها بر کنار دار بردید ،که همان وقت روحم مرد .

مرا به حال خویش رها کردید.حال که نمی توانم نوازش شما را لمس کنم ّ محبتم می کنید و در غم
جدایی من از دنیا می گریید
شماهایی که خود با دست خویش به چنگال مرگ سپردید ، حال ، مرگم را به گردن دیگری می اندازید
باور کنید عاشقی احساسی ست که تا مرز جنون پرورش می یابد و راز مرموزی ست که فقط
در اختیار قلب هایی ست که یکدیگر را مجذوب می کنند .
اما روزگار ، تقدیر مرا اینچنین نوشت که ، پس از وصال طومار زندگی ام را بپیچاند و من با دلی عاشق ،
از جفای آدمها روانه خاک شوم .
نفرین به این روزگار که معنای عشق را نشناخت !
ما رو ببین که دل به کــــــی سپردیم
گـــــول چه حرفایی رو ساده خوردیم
تموم شدم با دیگه خوش خیالــــی
من موندم و این همه بـــــــــــد بیاری
لعنت به من که ساده عاشق شدم
ساده نوشتم این گناهــــــــو خودم
لعنت به تو که از دلــــــــــم گذشتی
از رو هوس دل به یه غـریبه بستی
طفلکی دل یه روزی آزاد بــــــــــــود
آره دل منم یه روز شاد بــــــــــــــود
ساکت و بی صدا و فــــــــــــریاد بود
از غــــــــم هفتا دولت آزاد بــــــــود
ساده بگم دیگه تمومـــــــــــه صبرم
بسه دیگه این همه بــــــی قراری
آخـــــــــــــــر چرا رفتی ازم گذشتی
انگاری تـــــــــوی سینه دل نداری
لعنت به من که ساده عاشق شدم....................... ساده نوشتم این گناهو خودم
لعنت به تو که از دلم گذشتــــــــــی...................... از رو هوس دل به غریبه بستی


رفتم ز شهر شما .. ديگر فراموشم كنيد
نامه ها دارم .. چرا بايد كه خاموشم كنيد !!!!
داغ ياران ديده ام .. ياران كفن پوشم كنيد
سوي مردن ميروم .. با خاك هم آغوشم كنيد

چی مونده از این زندگـــــی ............ جز کوله بار خاطــــــــــره
فقط دیگه این مونده بــــــود ............. اسم من از یـــــادت بـره
بــــــــاور نداره قلب مــــــــن ............ این همه بی وفای هـات
خیـــره بشی تو چشم من ..............بگم برم بگـــــــــــی بـرو
باور نـــــــــــــــداره قلب من ..............تو هم شدی یه خاطــره
خیال خواستن تـــــــــو هم ..............باید که از یادم بــــــــــره
باور نداره قلب مــــــــــــــن ...............از خــــــونه بیرون شدنو
با قصّه هــــــم غصه شدن...............بـــــــازم پشیمون شدنو
باور نداره قلب مـــــــــــــــن ..............تو هم شدی مثــل همه
آخر قصه تو هــــــــــــــــــــم ............. برای مــــــــــن پر از غمه
چی مونده از این زندگی ؟؟؟

رسمش نبود این جور بری
جام بزاری تو غصه ها
تنها داری کجا میــری
منـــــم باهات میام
نمی دونم چرا منو تنها گذاشتی بی وفا
میری برو........
ولی بدون ..........
اینجا یکی می مرد برات
تو رو با غریبه دیدم
ولی از تو نبریدم
فکر می کردم بر می گردی
امّا هیچ وقت تو رو ندیدم
آرزومه یه بار دیگه
چشمای نازتو ببینم
دستهای گرمتو بگیرم
داد بزنم
واست می میرم
